عهد می بندم با تو چنان زنده ات کنم
که صدای نشستن گرد و غبار روی اشیا گوشهایت راکر کند
و شانه هایت از تمنای رویش بال تاول خواهد زد
و خاطراتت از نو زنده خواهند شد
همچون روز اول آفرینش جهان
ژوئن 12, 2007 بدست محمد توحيدلو
عهد می بندم با تو چنان زنده ات کنم
که صدای نشستن گرد و غبار روی اشیا گوشهایت راکر کند
و شانه هایت از تمنای رویش بال تاول خواهد زد
و خاطراتت از نو زنده خواهند شد
همچون روز اول آفرینش جهان
سلام
خوبي
اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشي
چرا سر نمي زني ؟
ملارضا
ای توچشمانت سبر درمن این سبزی هذیان ازتوست .سبزی چشم توتخدیرم کرد .سیل سیال نگاه سبزت همه بنیان وجودم راویرانه کنان می کا ود .
من به چشمان خیال انگیزت معتادم ودراین راه تبا ه عاقبت هستی خود را دادم .