خواننده اسطورهای اپرا درگذشت
سپتامبر 7, 2007 بدست محمد توحيدلو

بامداد امروز، پنجشنبه، لوچیانو پاواروتی، خوانندهی اسطورهای اپرا، در ۷۱ سالگی در زادگاهش در ایتالیا درگذشت. به گزارش خبرگزاری فرانسه، پاواروتی که مدتها بود از سرطان لوزالمعده در رنج بود، ساعت ۵ بامداد امروز در شهر مودنا، در شمال ایتالیا، درگذشت.
آنتونیو فراسولداتی، یکی از اعضای تیم پزشکی، گفت: «شرایط جسمانی او بسیار بد شده بود اما کاملا هشیار مانده بود و میکوشید با آرامش مبارزه با بیماری را ادامه دهد».
پاواروتی در ژوییهی سال گذشته مورد عمل جراحی قرار گرفت و ماه گذشته نیز مدتی را در بیمارستان سپری کرد.
شهردار مودنا نیز اعلام کرد مراسم خاکسپاری پاواروتی روز شنبه انجام خواهد شد.
سرآغاز
لوچیانو پاواروتی نخستین بار در سال ۱۹۶۱، هنگامی که برندهی نخست یک مسابقه شد، توجه همگان را به شفافیت صدای تنور خود جلب کرد.
او سپس اجراهای متفاوتی در شهرهای مختلف اروپا برگزار کرد و در فوریهی ۱۹۶۵ برای تهیهی اپرای «لوچیا دی لامرمور» به میامی آمریکا رفت.
در آن اپرا، جان سادرلند، خوانندهی سوپرانوی مشهور استرالیایی، نیز پاواروتی را همراهی میکرد و نقش لوچیا را بر عهده داشت.
در فوریهی ۱۹۷۲ پاواروتی بار دیگر در همکاری با سادرلند اجرایی از اپرای «دختر گروه» را در موزهی متروپولیتن نیویورک به روی صحنه برد و بسیار درخشید.
خوانندهی تنور و موسیقی پاپ
مرکز اپرای سلطنتی لندن امروز در بیانیهای اظهار کرد: «لوچیانو پاواروتی یکی از بهترین خوانندگان عصر ما بود. او استعدادی منحصر به فرد در تحت تأثیر قرار دادن مردم با کیفیت درخشان و باشکوه صدای خود داشت».
در این اطلاعیه همچنین آمده است: «حقیقتا میلیونها نفر به سوک او خواهند نشست».
پاواروتی عرصهی فعالیت موسیقایی خود را گسترشی بیسابقه داده و برخی از نابگرایان کلاسیک را شگفتزده کرده بود. همکاری او با خوانندگان پاپ، از جمله استینگ و U2در خاطرها مانده است.
در سال ۱۹۹۱ بیش از صد و پنجاه هزار نفر، و از جمله شاهزادهی ولز و همسرش، هوای سرد و بارانی هاید پارک لندن را تحمل کردند تا به صدای پاواروتی گوش دهند.
قابل ذکر است که سلن دیون یکی از اعضا گروه کر این خواننده بزرگ بود که بعدها به عنوان همخوانی با پاواروتی مشهور شد .
ارسال شده در عمومی | تا کنون 4 نظر داده شده
يك پاسخ برايش بگذاريد
سلام با اجازه من یکی از داستانهای وبلاگتان را در وبلاگم استفاده کردم (البته منبع رو هم نوشتم)
به ما سر بزنید خوشحال میشیم
خدایش بیامرزاد
خدا رحمتشون کنه ..
از اطلاعاتی که دادی ممنون
فرق دوست داشتن با عشق ورزیدن / / / دوست داشتن امری روحانی وروبه خود دارد .یعنی اگر من غذایی را دوست دارم برای خودم دوست دارم نه برای خودش وبخاطر خودش / ولی عشق امری است عرفانی ورو بطر ف مقابل دارد. یعنی اگر من عاشق مادرم هستم بخاطر مادرم این احراز را دارم ودر مقابل ابرازی هم خواهم داشت /دوست داشتن خود خواهانه است وعشق ورزیدن خداخواهانه است و نیاز به معرفت وایثار دارد /دوست داشتن اموختنی و قابل اندازه گیری است مثل زیبایی ///ولی عشق امدنی است و غیر قابل اندازه گیری مثل فریبایی